سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
322
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
براى ارضاء و تسكين امّيدهاى خود به عقايد خارق العاده گريز مىزدند . آنها او را به عنوان مهدى نگريستند و از حقيقت قبول مرگ او سرباززدند و اظهار داشتند كه شيطانى در سيماى انسان در مكان او كشته شده است درحالىكه او در كوهى در نجد غيبت كرد . ( 96 ) شكست طغيان ابراهيم نيز عملا خاتمه آرزوهاى مردم مدينه را به استقرار خلافت انتخابى از جانب خود مشخص مىكند . آمال طولانى شيعيان ، به خصوص افراد فعّال و افراطى ، ناكام ماند . با وجود اين ، همه اين حوادث و شرايط ، زمينهاى را بوجود آورد كه در آن امامت امام صادق ( ع ) را تهديد به سقوط مىكرد ولى قبل از اينكه سعى شود تا موقعيّت و موضع او را در اين نظام سياسى - مذهبى بررسى كنيم ، هنوز جنبه حياتى ديگرى وجود دارد كه بايد آن را بازسازى كرد . پيش از اين ديديم كه حزب بزرگ هاشمى زمان اميّه ، اكنون به علويان و عباسيان تقسيم شده بود . بنابراين ، كشمكش شكل جديدى به خود مىگرفت . ديگر منازعه ، بين « سلسله غاصب » و « مخالف مشروع » آن نبود بلكه دو دسته از بنى هاشم كه هر يك خود را مشروع و قانونى مىدانست و ديگرى را كاملا نفى مىنمود ، با هم كشمكش داشتند . يكى از اين دو گروه از اعقاب عم پيامبر و گروه ديگر از اولاد پسر عم و دختر پيامبر ، على ( ع ) و فاطمه ( ع ) ، تشكيل شده بود . پيچيدگى اوضاع ، آن زمان بيشتر مىشد كه خاندان على ( ع ) هم خود به سه دسته تقسيم گرديد : نسل حسين ( ع ) ، نسل ابن الحنفيه و نسل حسن ( ع ) كه بعدها بوجود آمدند . از اينرو ، خاندان عباس در يك طرف بود و خاندان على ( ع ) كه به سه گروه مختلف تقسيم شده بودند ، در طرف ديگر قرار داشت . سفاح ، نخستين خليفه عباسى ، به طور كامل اين اوضاع را پيشبينى مىكرد و آنچنان كه از نطق افتتاحيه او كه در بالا ذكر شد پيداست ، از همان لحظات اول خلافت ، وظيفهء توجيه حقوق خاندانش را بر مبناى زمينههاى شرعى شروع كرده بود . در اين راه ، او اساس سياست خاندان خود را در مبارزات آينده بر پايه نفى حقوق خاندان على ( ع ) نهاد . ولى ، با توجه به اين حقيقت كه علويان در طول دوره كوتاه زندگى و سلطنت سفاح با مخالفت مرئى و جدى روبرو نشدند ،